همه فک میکنن اونا فقط یک بچه شلوغ کارن، اما فقط تعداد کمی خبر دارند که اونا شب ها میرن زیر تخت خواب و از هیولا های زیر تخت تغذیه میکنن خاطرات حمله زامبی ها...
اونا یک گروه پنج نفر پسر نما بودن ، رفتار اونا عادی بود اما فقط تا وقتی که بهشون زیاد توجه نمیکردی ، به عنوان مثال وقتی معلم اونا تنبیه میکرد برای انجام ندادن تکلیف اونا هیچی حس نمیکردن فقط به روبه رو زل میزدن خاطرات حمله زامبی ها...