
اونا یک گروه پنج نفر پسر نما بودن ، رفتار اونا عادی بود اما فقط تا وقتی که بهشون زیاد توجه نمیکردی ، به عنوان مثال وقتی معلم اونا تنبیه میکرد برای انجام ندادن تکلیف اونا هیچی حس نمیکردن فقط به روبه رو زل میزدن...
ادامه مطلب
این خاطرات یک کمک مربیه که دفترچه خاطراتش رو انداخته بود توی آتش ولی به طرز معجزه آسایی نسوخته بود ...
ادامه مطلب